۱۸ تیر ماه ...

             خیابان ها را با فریاد آزادی بیدار خواهیم کرد ....

 

  

تاریخچه ۱۸ تیر ماه :

 

   روز جمعه ۱۸ تير ۱۳۷۸، در تاريخ ايران به عنوان يك روز سياه در كارنامه جنايتكاران رژيم جمهورى اسلامى ثبت شده است. دانشجويان كه با تجمع و راهپيمايى در برابر توقيف روزنامه سلام به اعتراض برخاسته بودند، نيمه شب در خوابگاه خود با نيروهاى ضربتى حكومت رو برو شدند كه در اطاقها را شكسته، وسائل و كتابهاى دانشجويان را بهم ريخته و پاره كرده، دانشجويان بى دفاع را با مشت و لگد و اسلحه گرم مضروب و مجروح كرده و شمارى را با ذكر "مولاى ما حسين اين هديه را از ما بپذير" از طبقات بالاى ساختمان به پائين پرتاب كردند كه در نتيجه تعدادى از جمله عزت ابراهيم نژاد جان باختند و گروه بزرگى روانه بيمارستانها شدند.

روزنامه سلام با اين تيتر منتشر شده بود: "سعيد اسلامی پيشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است"

در آن روزها، که بحث تصويب قانون جديد مطبوعات در مجلس پنجم داغ تر از هميشه بود، کمتر کسی را می شد پيدا کرد که درباره سعيد اسلامی يا امامی چيزی نشنيده باشد يا نداند.

او که سال ها معاون وزير اطلاعات بود، در پی وقوع قتل های زنجيره ای در پاييز 1377، به عنوان متهم رديف اول معرفی و بازداشت شده بود. اما پس از مدتی گفته شد که در زندان با استفاده از داروی نظافت خودکشی کرده است....

سعيد امامی در مرکز دايره ای از رازها و ابهام ها نشسته بود و هرآنچه به او مربوط می شد، جذاب تر يا مهم تر از آن بود که کسی به سادگی از کنارش بگذرد.

و "سلام" بانگی رها کرده بود که پژواکش تا روزها ادامه داشت. نمايندگان اکثرا محافظه کار مجلس پنجم، که در کش و قوس محدود ساختن قانون قبلی مطبوعات بودند، از نسبت دادن طرح آنان به سعيد امامی برآشفتند و وزارت اطلاعات از مدير مسوول روحانی "سلام"، به دليل چاپ سند محرمانه، به دادگاه ويژه روحانيت شکايت برد.

به اين ترتيب، يک تيتر تکان دهنده، نقطه آغاز ماجرايی پر حادثه شد.

غروب روز بعد، معلوم شد که چاپ چنين جمله ای می تواند به بهای تعطيلی روزنامه ای، حتی به اهميت و وزن سياسی "سلام" تمام شود.

صبح پنج شنبه، بدون "سلام" آغاز شد و شب آن روز آبستن رويدادهای حيرت آور ديگری بود.

و به این ترتیب

۱۵ تیر ۱۳۷۸: انتشار نامه فوق محرمانه سعید امامی در روزنامه سلام.

۱۶ تیر ۱۳۷۸: تصویب کلیات طرح اصلاح قانون مطبوعات.

۱۷ تیر ۱۳۷۸: توقیف روزنامه سلام.

۱۸ تیر ۱۳۷۸: ...

 

اولين جرقه نا آرامی ها :

 

پنج شنبه شب، تعدادی از دانشجويان ساکن کوی دانشگاه تهران در خيابان کارگرشمالی(امير آباد شمالی)، در اعتراض به توقيف روزنامه سلام گرد هم می آيند. دانشجويان، خواستار رفع توقيف از سلام و عدم تصويب طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس هستند.

ادامه اعتراض از محوطه کوی دانشگاه به خيابان کشيده می شود. ماموران نيروی انتظامی و پس از مدتی، نيروهای ديگری که "لباس شخصی" خوانده شده اند، نيز از راه می رسند.

نيمه های شب، درگيری مختصری ميان دانشجويان و ماموران نيروی انتظامی روی می دهد. دانشجويان پس از سنگ پرانی، يکی از سربازان نيروی انتطامی را به گروگان با خود به داخل خوابگاه دانشجويی می برند و پس از مدتی، رهايش می کنند. به نظر می رسد که ماجرا پايان گرفته، اما حوادث مسير ديگری دارد.

نيروهای انتظامی، که گفته می شود لباس شخصی ها نيز همراه آنان بوده اند، در نخستين ساعات بامداد جمعه 18 تير ماه وارد محوطه کوی دانشگاه می شوند تا از آن پس 18 تير، در تقويم ها معنای ديگری داشته باشد.

بسياری از دانشجويان کتک می خورند و بازداشت می شوند. چيزی به صبح نمانده، اما در مدتی اندک، کوی دانشگاه به هم ريخته و دگرگون شده است. مهاجمان رفته اند و دانشجويان زخمی را در اتاق های آشفته، کنار وسايل و در ها و پنجره های شکسته به حال خود رها کرده اند.

شهر، جمعه با خبری هولناک از خواب برمی خيزد و پس از آن درگيری ها تا پنج روز ادامه می يابد.

امير آباد شمالی، خبر سازترين نقطه ايران است، اما موج تطاهرات و اعتراضات به ساير خيابان ها هم کشانده شده. نيروهای ضد شورش در سراسر شهر حاضرند و روزنامه ها در روز، گاه تا سه نوبت چاپ می شوند.

بدنبال شب خونين ۱۸ تيرماه، نيروهاى مبارز جوان به گردهمايى آزاديخواهانه خود ادامه دادند و مردم كوچه و خيابان به پشتيبانى از دانشجويان بى دفاع شتافتند. تا روز ۲۳ تيرماه هر روز تظاهرات اعتراض آميز گسترده مردم ادامه داشت. شعارها و خواستهاى آنان از رسيدگى فورى به حمله شبانه به خوابگاه و محكوم كردن مهاجمان، تا به چالش طلبيدن همه زورگويان حكومت، نفى ولايت فقيه و استقرار حاكميت ملى را شامل مى شد. همچنين وقايع مشابهى در تبريز، اصفهان، مشهد، شيراز، اهواز و كرمان رخ داد و كشته و زخميهاى فراوانى بجا نهاد.

خبرهای ضد و نقيض، لحظه به لحظه منتشرمی شوند و مقامات می کوشند با حضور در جمع دانشجويان، آنان را متقاعد کنند که پيشرفت اصلاحات، محتاج دوری از تنش و خشونت است.

دانشجويان شنبه در امتحان هاي آخر ترم شرکت نمي کنند و به نشانه اعتراض در کوي متحصن مي شوند. دانشجويان دختر هاشمي رفسنجاني، رييس جمهور پيشين جمهوري اسلامي را بين خود نمي پذيرند. موسوي لاري، وزير کشور براي دانشجويان سخنراني مي کند اما دانشجويان انتظار حضور خاتمي در بين خود را دارند.

درگيری، به ويژه در اطراف کوی دانشگاه، ميدان انقلاب و دانشگاه تهران ادامه دارد.

بر اساس آخرين خبرها، کشته شدن يک نفر، عزت ابراهيم نژاد که آن شب مهمان کوی دانشگاه بوده، قطعی است. اما اطلاع دقيقی از ميزان مجروحين و بازداشت شدگان در دست نيست، گرچه گفته می شود يک دانشجوی پزشکی، چشم راست خود را در جريان حملات از دست داده است.

مقامات دانشگاه تهران، از ميلياردها ريال خسارت به کوی دانشگاه سخن می گويند. وزير علوم استعفا کرده، اما محمد خاتمی، رييس جمهوری با اين استعفا موافقت نکرده است.

همه مسوولان از محکوميت حوادث روی داده و حمله به خوابگاه دانشجويان سخن می گويند. آيت الله خامنه ای، رهبر نظام، دانشجويان را فرزندان خود می خواند و می گويد که قلبش از اين اتفاق جريحه دار شده. اما حوادث سر باز ايستادن ندارد.

سيد علي خامنه اي طي يک سخنراني حمله به کوي دانشگاه را به ورود افراد به خانه ديگران تشبيه مي کند. وي در جمع بسيجيان مي گويد : « حتي اگر عکس مرا پاره کردند شما واکنشي نشان ندهيد » و صداي گريه بسيجيان از بلندگوي مسجد دانشگاه تهران به گوش مي رسد.

غروب سه شنبه 22 تير ماه، دانشگاه تهران را دود به تمامی گرفته است. شليک گاز اشک آور و آتش های برافروخته، چشم ها را می سوزاند.

دانشگاه تهران تقريبا در محاصره است و دانشجويان راهی برای خلاصی و رسيدن به کوی دانشگاه می جويند. نيروی انتظامی و لباس شخصی ها از ميدان انقلاب و دانشگاه ، راهی کوی دانشگاه شده اند و دانشجويان به داخل کوی عقب می نشينند

ديگر نمي توان به کوي يا دانشگاه رفت. تلويزيون انحصاري جمهوري اسلامي خبر از پايان يافتن آشوب هاي چند روز اخير مي دهد. شيشه هاي شکسته يک بانک، ملاک آشوب است و حضور نيروهاي مسلح بر سر هر چهار راه نشان نظم. اخبار با نشان دادن يک موتور آتش گرفته، ترس از هرج و مرج را به مردم القا مي کند. حالا نيروهاي نظامي کنترل شهر را به طور کامل در دست مي گيرند. 

چهارشنبه 23 تير، کسان ديگری در خيابان هستند. آنها عکس های آيت الله خامنه ای را در دست دارند و در حمايت از وی و نظام شعار می دهند.

شب در کوی دانشگاه ساکت تر از هميشه است و دانشجويان در اتاق های نامرتب، ناباورانه به آنچه پشت سر گداشته اند، فکر می کنند. نيروهای انتظامی در بيرون کوی مشغول نگهبانی هستند.

شهر آرام گرفته، اما طنين حوادث اين چند روز، تا مدت ها ادامه دارد.

منوچهر محمدى و غلامرضا مهاجرى نژاد بعنوان متهم رديف اوّل و دوّم معرفى شدند و رژيم مزور جنايتپيشه با نشان دادن اعترافات تلويزيونى از آنان سعى در تخريب جنبش دانشجويى سكولار ايران و رهبرى حركت افتخار آميز ۱۸ تير را داشت.
اكبر محمدى با پايدارى در برابر شكنجه ها الگوى مقاومت دانشجويان لقب گرفت. همچنين كودك ۸ ساله فرامرز توسلى، به جرم همگامى با دانشجويان در ۱۸ تير روانه زندان توحيد گرديد. سميه امينى، ريحانه هاشمى، روزبه صدرآرا، پيمان پيران، مهدى مصابح، ايوب لرستانى، محمد صارمى، حسين تقى زاده، مصطفى كاظمى، پرويز رضا زاده، حميد عليزاده، اميد قنديان، عليرضا بابايى، بهمن حيدرى، مجيد رستميان، فرهاد راسايى، بابك كاظمى، ... به همراه صدها مبارز ديگر در زندانهاى مخوف از جمله زندان توحيد مورد شكنجه هاى وحشيانه قرار گرفتند.

و بدينگونه قيام ۱۸ تير نقطه عطفى بود در مبارزات دانشجويى و آنرا جان و روحى تازه بخشيد.       

   

                                           

           ۱۸ تیر ماه ...

                     صدای ایرانی را ایران خواهد شنید ...

                          و جهانیان در خلسه عظمت صدای ایران و ایرانی غرق خواهند شد ...    

                                         

حمایت خود را از جنبش ۱۸ تیر اعلام کنید :

 

http://www.18tirmovement.com/steun.htm

                                       

پاورقی :

فجایع را چگونه باید ترسیم کرد؟

از فقر گفت؟ از رعب و عدم امنیت ؟ از نهایت آزادی (!) ؟

               از کجا باید گفت ؟

                    از اعتیاد ؟ درصد عجیب اشتغال !؟ از آمار  بی خانمان ها ؟!

                             چه باید گفت ؟!

           کمک های شهرداری تهران به شهرداری های نجف و کربلا

                                   بخشش خزر را به بیگانه ؟

                تاراج طلای کوه های غرب؟

                                         تبدیل نفت به سرمایه های تروریست ؟

            تامین هزینه گزافه گویی های نصرالله های پریشان قرن ؟!

    از که باید گفت ؟

                 معلمان ؟!  پرستاران ؟! کارگران ؟! تعرفه ها ؟! زندانیان ؟!

             چه باید کرد ؟!

                                      

 گفتنی است؟

   نمیدانم !

               اما اگر گفتنی است بیا و بگو !

   و اگر نیست باز هم بیا ! سایرین میگویند و تو بشنو !  

                 ۱۸ تیر ماه نزدیک است !

                                       

    ایران !

        ای ایران ! صبر کن ٬

                                     نمیر !

           صبر کن ! نمیر ...

                             نوشدارویی در راه است ...

 شاید فرزندانت بیدار شوند !

                                                 صبر کن ٬ نمیر ...

 

                        نوشدارویی در راه است ...

پ. ن :

دریغ از حضور یک ایرانی !

                                  ایران ! هنوز زنده ای ؟!

              صبر کن... قبل از مردن ٬ انتقام بگیر

از من !

              از فرزندانت !

                                    از ایرانی !

       ایران ! انتقام بگیر ...

 

 

 


 

نوشته شده توسط نارون